خواجه نصير الدين الطوسي
139
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
اقليمى باقليمى كند و راهش بر منازل و مراحل باشد و او را در اوّلين منزل مانعى در راه آيد بضرورت چندان متوقّف باشد كه آن مانع از راه برخيزد و چندان چه در آن منزل متوقّف باشد اسباب ما يحتاج قوام جسم هم چندان طلبد كه بيمارى دارد ، و بكفاف قانع باشد ، و داند كه اگر قانع نباشد و چيزى زياده از كفاف طلبد همچنان باشد كه بيمار دارد زياده از قدر حاجت به كار دارد و در خطر هلاكت افتد ، و چون مانع از راه برخيزد او بدل فارغ از آن منزل تحويل كند ، اگر آنجا كسب فضيلهء ما يحتاج بكرده باشد كه بوقت رفتن دلش به آن باشد ، و چون اين حال بر اين جمله بداند معلوم او شود كه چندان كه در امور دنيوىء او ميكاهد در امور آخرتى او مىافزايد ، و ( از ) حسّ أهلهائى كه در اين عالم بلذّت ميماند ميبايد لذّت عالم آخرت كه لذّت خاصّ باشد مجرّد از شوائب ألم بمذاق علم او ميرسد ، پس به حكم اين مقدّمات آن مثل كه به دنيا داشت بآخرت كند و آنچه بمكروه داشت چون برضاى او تعالى نزديك بيند بمحبوب دارد و شكر بر آن گزارد ، و آنچه بمحبوب ميداشت چون از رضاى او تعالى دور بيند بمكروه دارد و صبر بر آن كند ، تا الحمد كه جامع اين هر دو طرف است بر زبان گيرد و راست باشد ، و السّلام و همچنين نماز آنكه تا به نماز كسر قوّت غضبى بباشد و آن چنان است كه نفس انسانى باوّل وهلة كه در محلّ قوّت مىباشد و بظلّ هواس از فعل خاصّ خويش محجوب استعلا و [ 111 ] عصيان و استكبار و طغيان برو غالب مىشود ، و بمداومت و مواظبت بر نماز هر شبانهروزى پنج وقت در مقام ركوع و سجود ايستادن و روى تضرّع به خاك تذلّل آوردن هيئتى از تواضع و تخاشع كه مبدأ استعداد خوف و خشيت ايزدى باشد و آداب ، اتّقوا اللّه و كونوا مع الصّادقين در نفس او پديدار آيد ، و